تبليغاتX
آره ها تا بگی سیب رد شدی

آره ها تا بگی سیب رد شدی

aaa a a a waow haa

مثل یه مرده بی حس نوشته ات رو خوندم
حالم خوب نیست و ساعت های خوبی نداشتم و تازه درک کردم که من کلی مار توی خودم دارم که دارن از من بیرون میان
حالم خوب نیست
من کاش به یک کاوه برخورد کنم
تا اون کاوه "من" رو نابود کنه
کاوه  کاوه  اوه تو کجایی
من جسد متحرک که تبدیل به خیمه شب بازی مارها شدم... به رسیدن تو امیدوارم
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 23:57  توسط ایییم :) یا  | 

سلام و سال نوی شما سرشار از افزایش ناشی از خوبی درونی شما باشه

سر و سامان درونی مناسبی ندارم

جشنواره غذای گیاهی راه انداختم توی خانه علوم تو پارک کوهسنگی مشهد، استقبال خوب نیست، مشتری های قدیمی دارند من رو کم کم پیدا می کنند ولی مسافرین بهاری مشهد کس زیادی پیش من نمیاد

الان شروع کردم بعد از مدتی دوباره برای سوپریم مستر تلوزیون زیرنویس ترجمه کنم

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 19:45  توسط ایییم :) یا  | 

خدایا با من حرف بزن

تو کجا هستی، همین جا

می دونم سرم شلوغه و همه با هم حرف می زنن

شاید تو بغل دست منی ولی پشتم به تویه

و توی این همه همهمه صدات رو نمی شنوم

....

ولی با این وجود لطفا بقیه رو ساکت کن، روی من رو به سمتت برگردون و به من بگو چی کار کنم، چی می خوای، اینجا کجاست، این کشش های درونیم از کجا میان، کی بر می گردم.

من از بودن نمی ترسم

اگر چه این بودن بی اینکه معنیی داشته باشه یا هدفی داشته باشه، خیلی سخته

ولی من از روبه رویی با هش ترسی ندارم

ولی من رو لطفا از وسط بردار و فقط خودت باش

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 9:35  توسط ایییم :) یا  | 

روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد

مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید
مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید

بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ
پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ

جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد
شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید

روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد
اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد

روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت
آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 17:15  توسط ایییم :) یا  | 

امروز رفتم جهاد کشاورزی برای اولین بار

امیدوارم بتونم اراده قاطع و خردمندی رو در درون خودم نگه دارم، چیزی که سهم من هستش در زندگی

سایر چیزها که به من ربطی نداره و واگذار می کنم به خداوند

 

A model of pure human

Life center in Golden Era

Vegan education center; Pure human diet in Golden Era

Tree planting plans

Organic farming & Green Houses & Hydroponic / Autopot

Spiritual practitioners' center (including private rooms)

Passive houses

Water production from air humidity

Recycle systems; Water / material / sewage (septic system)

Biogas from sewage

Animal shelter serving animal vegan food & medical services

 

و در بخش مربوط به خودم هم امیدوارم به خودم واگذار نشم

 

روزی بودا به شکل پرنده ای به زمین اومد و به پرندگان گفت این جنگل را رها کنید که به زودی آتش خواهد گرفت.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 14:45  توسط ایییم :) یا  | 

سلام بر و بچز

من دیگه اینجا فکر نکنم چیزی بنویسم اگر چه از اینجا خیلی از مواقع به عنوان یه دفترچه یادداشت استفاده کردم. دیگه بیشتر توی فیس بوک خواهم بود خصوصا که یکی از رفقا گفته دیگه واسه اش کامنت ندم تو وبلاگش و خود دیگه دلیل چندانی ندارم سر به بلاگفا بزنم

www.facebook.com/cognizant

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 2:25  توسط ایییم :) یا  | 

رمز کار اینه

ما نمی خواهیم ببینیم

ما دوست داریم گول بخوریم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 17:36  توسط ایییم :) یا  | 

اگر کارها را با خرد عظیم مان انجام دهیم، با نیروی هوش مرکزی که به تمام شبکه جهانی اتصال دارد، آن زمان می توانیم شگفتی های بسیاری به انجام برسانیم درحالی که هیچ تلاشی به کار نبرده ایم.
این چیزی است که لائوتسه "انجام دادن بدون انجام دادن، عملی به صورت غیرعمل" می خواند.
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 11:47  توسط ایییم :) یا  | 

Difference between God and Buddha:

There is difference, but there isn't any difference.
God is the unmanifested aspect of the cosmic power.
Buddha is the manifested one.

Within the Buddha, there is cosmic power. And the Buddha came from the cosmic power and also possessed this cosmic power.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 12:11  توسط ایییم :) یا  | 

منیت یعنی من همه چیز رو نمی دونم

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:19  توسط ایییم :) یا  |