تبليغاتX
آره ها تا بگی سیب رد شدی

آره ها تا بگی سیب رد شدی

aaa a a a waow haa

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواست

واندر طلب طعمه پر و بال بیاراست

بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت:

امروز همه روی جهان زیر پر ماست

بر اوج چو پرواز کنم از نظر تیز

میبینم اگر ذره ای اندر تک دریاست

گر بر سر خاشاک یکی پشّه بجنبد

جنبیدن آن پشّه عیان در نظر ماست

بسیار منی کرد و زتقدیر نترسید

بنگر که ازین چرخ جفا پیشه چه برخواست

ناگه زکمینگاه یکی سخت کمانی

تیری ز قضای بد بگشاد بر او راست

بر بال عقب آمد آن تیر جگر دوز

وز ابر مر او را به سوی خاک فرو کاست

بر خاک بیفتاد و بغلتید چو ماهی

وان گاه پر خویش گشاد از چپ و از راست

گفتا:عجب است این که ز چوبی و ز آهن 

این تیزی و تندی و پریدن ز کجا خواست!؟

زی تیر نگه کرد و پر خویش بر او دید

گفتا:ز که نالیم که از ماست که بر ماست

دوست عزیزم ناصر خسرو قبادیانی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 22:1  توسط ایییم :) یا  | 

چاکریم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 10:8  توسط ایییم :) یا  | 

سلام بچه های خوب و رفقای نازنینم

من از اونجایی که روش زندگیم داره یه کم یا شاید هم خیلی داره عوض می شه
این وبلاگم داره ساکت می شه
من تجربه های خیلی خوب دارم برای خودم و ایده و نظرات و دیدگاه های جدید و شگفت انگیز هر روز
....
...
اما دیگه دارم سکوت اختیار می کنم
برای همین دیگه منتظر نوشته ای اینجا نباشین
دوستون دارم همه تون رو
همونطور که هستین عزیزای من
دختر پسرا همه تون اون لپ های مامانی تون رو می بوسم
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 23:9  توسط ایییم :) یا  | 

من نمردم
هنوز زنده ام

خيلي چيز دارم بنويسم ولي به جاي نوشتن در مورد چيزهايي كه لذت مي دن، دارم از خود اون چيزا لذت مي برم.

اوضاع و احوال خيلي خوبه
+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 15:5  توسط ایییم :) یا  |